جملات قصار - 1
در واقع از دروغ شنیـــدن متنفــــــــرن ، نه دروغ گفتــــــن.
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه.
بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرزمعجزه آسایی جون سالم
بدر می برن. وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان،
رانندهء خانم بر میگرده میگه:
- آه چه جالب شما مرد هستید!… ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم!
این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم
ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!
مرد با هیجان پاسخ میده :
- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای
از طرف خداباشه!
بعد اون خانم زیبا ادامه می ده و می گه:
- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملنداغون شده ولی این
شیشه مشروب سالمه.مطمئنن خدا خواسته که این شیشه
مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن که می تونه
شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم!
و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده. مرد سرش
رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیکه زیر چشمی اندام خانم زیبا رو دید می زنه
درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن.
زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.
مرد می گه شما نمی نوشید؟!
زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب مي گه:
- نه عززم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم
!
▼
جواب تست را در ادامه مطلب ببینید
!!!!در ضمن این تست روی خود من جوابی کاملا درست داد!!!!

اولین رسمی که در قلیان کشیدن باید رعایت بشه اینه که قلیونو باید گروهی کشید و بعضی تنهایی کشیدن اونو خوب نمی دونن ...(اینم بعد اجتماعی بودن قلیان!!)
دوم اینکه باید اول بزرگترین
فرد جمع شروع به کشیدن قلیون کنه یا به عبارتی راهش بندازه و اگه بزرگتر خواست می
تونه این کارو به فرد دیگه ای منتقل کنه...
سوم اینکه قلیان باید دور
بچرخه و نوبت رعایت بشه و هر کس نیابد از اول و وسط و آخر حلقه یکدفعه قالیونو
بگیره ، برای تعارف کردن قلیان، شلنگ قلیان زا از انتهای دسته به سمت خودتان خم
کنید، و سپس آنرا تعارف نمایید. ...
چهارم طرفی که شلنگ قلیونو
از نفر قبلی می گیره باید به یک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.عموما این تشکر زبانی
نیست و با حرکت دست یا اینکه دست خودشو قبل از گرفتن شلنگ به دست طرف مقابلش بزنه
انجام می شه ...
پنجم ٬ هر کس با توجه به
تعداد نفراتی که قلیون میکشن باید مقدار پک زدنشو تنظیم کنه و طوری نباشه که به
قولی بقیه معطل بمونن...
...................
• توی کافهی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار میکشید ! یکی
دیگه رفت جلو گفت :
• بب...خشید آقا ! شما روزی چند تا سیگار میکشین !؟
• منظور !؟
• منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع میکردین، به
اضافهی پولی که به خاطر این لامصب خرج دوا و دکتر میکنین، الان اون هواپیمایی که
اونجاست مال شما بود !!
• تو سیگار میکشی !؟
• نــــــــه !!
• هواپیما داری !؟
• ن ن ن !! خوب .... نـــــــــــه !!
• به هر حال مرسی بابت نصیحت .... !!
.
.
.
.
• : آ .. ضمناً اون هواپیما که نشون دادی مال منه !!!
خانمی سراغ دکتر رفت و گفت: نمی دانم چرا همیشه افسرده
ام و خود را زنی بد بخت می دانم.
چه دارویی برایم سراغ داری آقای دکتر؟
دکتر قدری فکر کرد و سپس گفت:
تنها راه علاج شما این است که پنج نفر از خوشبخت ترین
مردم شهر را بشناسی و از خانه هر کدام آنها یک تکه سنگ بیاوری
به شرط اینکه از زبان آنها بشنوی که خوشبخت هستند.
زن رفت و پس از چند هفته به مطب دکتر برگشت، اما این بار
اصلاً افسرده نبود.
او به دکتر گفت: "برای پیدا کردن آن پنج نفر، به
سراغ پنجاه نفر که فکر می کردم خوشبخت ترینها هستند رفتم
اما وقتی شرح زندگی همه آنها را شنیدم فهمیدم که خودم از
همه خوشبخت تر هستم!

• من اولین کسی بودم که در تلویزیون ایران مقابل دوربین رفتم و گفتم نام جعبهای که تصویر من را در آن میبینید تلویزیون است.
.................
روزی دو
نفر در جنگل قدم می زدند.ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر
بدود.مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر
سریعتر بدوم. کافیست از تو سریعتر بدوم…!
و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !!
حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید
حسن نزد حاکم رفت و گفت: گندم و شیر که گفتی چه شد؟ مسکن چه شد؟ کار چه شد؟
حاکم گفت: ممنونم که من را آگاه کردی، همه چیز درست می شود.
یکسال گذشت ....ا
حاکم گفت: صادقانه مشکلتان را بگویید.
کسی چیزی نگفت، کسی نگفت گندم و شیر چه شد، کار و مسکن چه شد.
تنها از میان جمع یک نفر آهسته گفت: حسن چه شد

ناخن ها فقط براي حفظ زيبايي نمي باشند، بلکه از انگشتان دست و پا نيز محافظت مي کنند. بسياري از عوامل خارجي مي توانند به ناخن آسيب وارد کنند. برخي از مشکلات ناخن هم در اثر بيماري هاي داخل بدن ايجاد مي شوند.
Hangnail يا ريشه کنار ناخن، يک پوست اضافي است که از ناخن جدا مي شود. ريشه باريک گوشه ناخن را نجويد و يا نکنيد، زيرا ممکن است جاي آن بسوزد يا ورم و عفونت کند.
...............

سباستین فاستر" 36 ساله در رشته دندانپزشکی تحصیلا ت خود را به پایان رسانده است. وی در جریان تحصیل با "کیتو" همسر ژاپنی خود آشنا شده و ازدواج می کند. حاصل این پیوند کودکی دو رگه با نام "جان" است.
این خانواده آمریکایی-ژاپنی زمانی که برای مسافرت به توکیو رفته بودند در یک مغازه فروش حیوانات خانگی کاملا اتفاقی با "مورو" (سگ) آشنا می شوند و از آن پس مسیر زندگی "مورو" و کوچکترین عضو خانواده به یکدیگر گره خورده و شرایط عجیبی را موجب می شود.
..................

نه واسه خود نمایی اینکارو میکرد نه واسه رفع مسئولیت، مثل بعضی دیگه از افراد توی خدمت گول لباسشو نخورده بود .. وظیفش فقط جریمه کردن نبود..انسانیت و کمک وظیفه مهمتری بود که باید انجام میداد...!!!
اینقدر حرکتش برایم زیبا بود که وادارم کرد که دوربینمو در بیارم کارشو ثبت کنم...

یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلی اش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد ساهپوست است
با لحن عصبانی مهماندار پرواز را صدا کرد
مهماندار از او پرسید "مشکل چیه خانوم؟"
زن سفید پوست گفت: "نمی توانی ببینی؟ به من صندلی ای داده شده که کنار یک مرد سیاهپوست است، من نمی توانم کنارش بنشینم، شما باید صندلی مرا عوض کنید!"
مهماندار(سفيد پوست هم بود) گفت: "خانوم لطفاً آروم باشید، متاسفانه تمامی صندلی ها پر هستند، اما من دوباره چک می کنم ببینم صندلی خالی پیدا می شود یا نه"
مهماندار رفت و چند دقیقه بعد برگشت و گفت: "خانوم، همانطور که گفتم تمامی صندلی ها در این قسمت اقتصادی پر هستند، من با کاپیتان هم صحبت کردم و او تایید کرد که تمامی صندلی ها در دسته اقتصادی پر هستند، ما تنها صندلی خالی در قسمت درجه یک داریم"
و قبل از اینکه زن سفید پوست چیزی بگویید مهماندار ادامه داد: "ببینید، خیلی معمول نیست که یک شرکت هواپیمایی به مسافر قسمت اقتصادی اجازه بدهد در صندلی قسمت درجه یک بنشیند، با اینحال، با توجه به شرایط، کاپیتان فکر می کند اینکه یک مسافر کنار یک مسافر افتضاح بنشیند ناخوشایند هست."
و سپس مهماندار رو به مرد سیاهپوست کرد و گفت: "قربان این به ای معنی است که شما می توانید کیف اتان را بردارید و به صندلی قسمت درجه یک که برای شما رزرو نموده ایم تشریف بیاورید..."
تمامی مسافران اطراف که این صحنه را دیدند شوکه شدند و در حالی که کف می زدند از جای خود قیام کردند.
جوون: ببخشين آقا ، مي تونم بپرسم ساعت چنده؟
پيرمرد:معلومه كه نه!
جوون: ولي چرا؟! مثلا اگه ساعت رو به من بگي چي از دست ميدي؟!
پيرمرد: ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم!
جوون: ميشه بگي چطور همچين چيزي ممكنه؟!
پيرمرد: ببين… اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كني و فردا هم بخواي دوباره ساعت رو از من بپرسي!
جوون: كاملا امكانش هست!
پيرمرد: ممكنه ما دو سه بار ديگه هم همديگه رو ملاقات كنيم و تو اسم و آدرس من رو بپرسي!
جوون: كاملا امكان داره!
پيرمرد: يه روز ممكنه تو بياي به خونهء من و بگي كه فقط داشتي از اينجا رد مي شدي و اومدي كه يه سر به من بزني! بعد من ممكنه از روي تعارف تو رو به يه فنجون چايي دعوت كنم! بعد از اين دعوت من ، ممكنه تو بازم براي خوردن چايي بياي خونهء من و بپرسي كه اين چايي رو كي درست كرده؟!
جوون: ممكنه!
پيرمرد: بعد من بهت مي گم كه اين چايي رو دخترم درست كرده! بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفي كنم و تو هم دختر من رو مي پسندي!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد تو سعي مي كني كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كني! ممكنه دختر من رو به سينما دعوت كني و با همديگه بيرون بريد!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بياد و چشم انتظار تو بشه! بعد از ملاقاتهاي متوالي ، تو عاشق دختر من ميشي و بهش پيشنهاد ازدواج مي كني!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد از يه مدت ، يه روز شما دو تا مياين پيش من و از عشقتون براي من تعريف مي كنين و از من اجازه براي ازدواج مي خواين!
مرد جوون در حال لبخند: اوه بله!
پيرمرد با عصبانيت: مردك ابله! من هيچوقت دخترم رو به ازدواج يكي مثل تو كه حتي يه ساعت مچي هم از خودش نداره در نميارم..!!
پشیمونی برای کارایی که کردی به مرور از بین میره اما
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پشیمونیه کارایی که نکردی تا اخر عمر عذابت میده!!!
• حکیم ابولقاسم فردوسی بزرگ را به
دارالخلافه احضار کردند !
حاکم تازی وقت با خشم گفت :
• تو این اراجیف که سروده ای و نزد شاه پیشکش کردی خودت
هم خوانده ای !؟ منظور تو از این دیو های رنگارنگ به اشخاص خاصی بوده یا ترویج جهل
و خرافه سر داده ای !؟
• حکیم فرمود :
تو مر دیو را مردم بد شناس کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
• خلیفه گفت :
عرب هر چه باشد مرا دشمن است ◙ گژ اندیش و بـدخوی اهریمن است
به یزدان که هـــــــــرگز نبیند بهشت ◙ هر آنکس که
آئین زرتشت هشت
• تو در این ابیات نه تنها به اعراب مسلمان توهین کردی
بلکه دین جاهلان آتش پرست را ستوده ای !!!
• حکیم فرمود :
• اینها سخنان من نیست !! اینها را یزگرد سوم شاهنشاه
ایران زمین در پاسخ خلیفه مسلمین عمربن خطاب در دعوت به اسلام گفته است و من فقط
چون یکی تاریخ نگار درستکار و امانت دار از زبان او نقل نکردم
!!
• مضحک اینکه پارسی پاس داشتی و ادعا کردی در شاهنامه ات
کلمه عربی نگفته ای !
• قضا گفت گیر و قدر گفت ده ... فلک گفت احسنت و مه گفت
زه
احسنت کلمه مسلم عربی نیست ؟
• حکیم فرمود :
• احسنت را من نگفتم !! فلک گفته !!!!
• خلیفه : :@

پولکی شیرینی متداول اصفهانیها در هنگام نوشیدن چای است، سوغاتی که نامش همپای گز اصفهان بوده و هست و در لهجه شیرین اصفهان "پولکی" تلفظ می شود.
پولکی در طعمهای مختلف تولید می شود و طرز تهیه آن بسیار ساده است، قند اصفهانیها را با شیره نبات یا آب شکر درست می کنند.
............

معانی کارشناس دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت اظهار داشت: گوجه فرنگی یکی از پرمصرف ترین سبزی های دنیا و دارای مقادیر قابل توجهی ویتامین ث، پتاسیم و فیبر غذایی است.
وی افزود: رنگ قرمز گوجه فرنگی به علت وجود رنگدانه ای
گیاهی به نام لیکوپن است و از قویترین آنتی اکسیدان های موجود در گوجه فرنگی به
حساب می آید که از بسیاری از بیماری ها جلوگیری می کند.
این کارشناس تغذیه تصریح کرد: افرادی که در هفته هفت
واحد یا بیشتر گوجه فرنگی مصرف می کنند، 60 درصد کمتر در معرض ابتلا به سرطانهای مری، معده، دهان و روده بزرگ قرار می
گیرند.
وی بیان کرد: پژوهشگران معتقدند که آنتی اکسیدان های
موجود در گوجه فرنگی با جلوگیری از تولید رادیکال های آزاد، از آسیب مفاصل، ماهیچه
ها و حتی سلول های مغزی در سالمندان جلوگیری می کند.
معانی تصریح کرد: بر اساس تحقیقات انجام شده احتمال بروز
سکته های قلبی در مردانی که ذخایر لیکوپن بیشتری دارند به نصف کاهش یافته است زیرا
آنتی اکسیدان های موجود در گوجه فرنگی از تغییر شکل و رسوب نوعی چربی در سرخرگ ها
جلوگیری کرده و بدینوسیله از سکته های قلبی پیشگیری میکنیم .
آرام آرام دستمزدها را کم کردند و ما متوجه وخامت اوضاع نشدیم...
آرام آرام از کار بیکارمان کردند و ما ...........................................
آرام آرام با دادن یارانه سرمان را شیره مالیدند و اجناس را 4 برابر یارانه به ما فروختند و ما.....................................................................
آرام آرام بنزین 100 تومانی را 200 بعد 400 بعد 700 به ما فروختند و ما......................................................................................
آرام آرام نانلواش 30 تومانی شد 100 تومان, سنگک 200 تومانی شد 800 تومان, بربری 100 تومانی شد 400 تومان و ما........................
آرام آرام شیر 800 تومانی شد 1800 و بعد 2200 و هی کم و زیاد شد تا ما به قیمت 2000 تومان راضی شویم و ما....................................
آرام آرام ماست 2000 تومانی شد 5000 تومان و ما..........................
آرام آرام مرغ 2000 تومانی شد 8000 تومان و بعد 6000 تومان که بابت کاهش 2000 تومانی اش خدا را شکر کنیم و سپاسگزار دولت و حکومت خدمتگزار باشیم و ما.................................................................
آرام آرام گوشت 7000 تومانی شد 25000 تومان و ما.........................
آرام آرام قیمت دلار از 1000 رسید به 3500 و سرمایه و داری همه کمتر از نصف شد و تمام قراردادهای خرید و فروش و تجارت و ساخت و ساز و... بخاطر این افزایش,ورشکسته شدند و نابود شدند و نابود شدیم
و ما..........................................................................................
آرام آرام اینترنت در حال قطع شدن است
و آرام آرام در حال قطع ارتباطمان با یکدیگر و با دنیای خارج از این زندان بزرگ هستند و چون آرام آرام انجام میدهند باز ما در خواب خوش خرگوشی خود فرو رفته ایم و نمیفهمیم که باید کاری بکنیم و خود را نجات دهیم و دائم در حال رویای خوش دیدن اصلاح این وضعیت از طریق شرکت در انتخابات این نظامِ آرام آرام ....
و چشم باز میکنیم و میبینیم که ما را بیهوش کردند و آرام آرام به همه ما تجاوز کردند و ما..........................................................................
نمیفهمیم و به یکدیگر میگوییم نمیدانم چرا بدنم درد میکند!!!!!!؟
و باز آرام آرام.............................................................................
روزي یک مقتدر سياستمداري به مردمي بر ميخورد كه در صف ايستاده و صورت گاوي را ميبوسند
او نيز در صف مي ايستد اما وفتي نوبت به او ميرسد به جاي سر، ماتحت گاو را ميبوسد، از اون به بعد باقي منتظرين نيز با تقليد از او ماتحت گاو را ميبوسند.
از او ميپرسند چرا اين كار را كردي؛ در جواب ميگويد: اينان پيشرفت كرده بودند و ممكن بود در آينده، ديگر گاو پرستي نكنند ولي اكنون تا دوباره به سر گاو برسند سالهاي زيادي طول ميكشد..

پاسی از شب گذشته بود به شاپور دوم ساسانی ، پادشاه ایران زمین گفتند سه مرد کهن سال از جزیره لاوان به دادخواهی آمده اند .
پس از اجازه فرمانروا ، آنها گفتند : اکنون سالهاست
تازیان هر از گاهی به جزیره ما یورش آورده و مروارید های صیادان را به یغما می
برند ، و اما اینبار علاوه بر مروارید یکی از دختران جزیره را نیز دزده اند که این
موجب شده مادر آن دختر بر بستر مرگ باشد و پدرش هم از پی دزدان به دریا رفته و
هفته هاست از او هم خبری نیست .
شاپور برافروخت و رو به سرداران کشور نموده و گفت تا
جزایر ایران امن نشده کسی حق استراحت ندارد . همان شب شاپور و لشکریان بر اسب رزم
نشسته و به سوی جنوب ایران تاختند . آنها جنوب خلیج فارس را که پس از دودمان
اشکانیان رها شده بود را بار دیگر به ایران افزودند و دزدان تبهکار را به زنجیر
عدالت کشیده و به ایران آوردند .
به گفته ارد بزرگ اندیشمند ایرانی : فرمانروایی که
نتواند جلوی بیداد بزهکاران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد
.
گفته می شود پس از پاکسازی جنوب ، پادشاه ایران به جزیره
لاوان رفت و از آن زن رنجور که همسر و دختر خویش را از دست داده بود دلجویی نموده
و پوزش خواست .
در تاریخ ایران فرمان تشکیل دومین نیروی دریایی عظیم
ایران پس از جنگ اول سالامین ( نخستین لشکرکشی دریایی خشایارشا فرزند داریوش بزرگ
منجر به فتح یونان ) به این واقعۀ تاریخی به منظور تادیب و گوشمالی تازیان ساکن
جنوب ایران توسط شاپور ذوالاکتاف نسبت داده شده است.
ذوالاکتاف به معنی " صاحب کِتف ها " به سوراخ
کردن کتف تازیان و بستن آنها توسط طناب به یکدیگر ، لقبی است که تازیان به شاپور
بزرگ پادشاه ایران زمین اعتطاء کرده بودند !!!

غذاهای محتوی سیر و پیاز بی نهایت خوشمزه هستند اما موجب
بوی بد دهان می شوند و این مشکل بسیاری از افراد است که راهی برای بر طرف کردن آن
نمی دانند. در این جور مواقع چه باید کرد؟
زمانی که با خوردن غذاهایی حاوی سیر، پیاز یا ادویه کاری
دهان بدبو می شود، باید از خوشبوکننده های دهان استفاده کرد و البته این کار را به
کرات انجام داد، یعنی تقریبا هر نیم تا یک ساعت یک بار تا زمانی که ماده غذایی
مقصر از جریان خون پاک شود که معمولا این روند حدود ۲۴ ساعت به طول می انجامد.
در این میان مسواک زدن هم کمک می کند اما نمی توان مسواک
را همیشه در دهان نگه داشت، یکی از بهترین راه های مبارزه با بوی بد دهان، خوردن
بعضی خوراکی ها پس ازغذاهای بودار است. این فهرستی از موادغذایی است که می تواند
به شما کمک کند تا بر این مشکل خودتان غلبه کنید.
...........

صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در تلویزیون عراق
گفت:
به هر جوجه کلاغ (خلبان) ایرانی که بتواند به 50 مایلی
نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد.
تنها 150 دقیقه پس از این مصاحبه صدام،عباس دوران و
حیدریان و علیرضا یاسینی نیروگاه بصره را بمباران کردند.
با این عملیات پاسخ گستاخی صدام داده شد و در حقیقت خود
صدام تحقیر شد .
درود بر این دلیر مردان ♥

خبرنگار بی.بی.سی از وینستون چرچیل نخست وزیر بریتانیای کبیر و سیاستمدار شهیر تاریخ پرسید : آقای نخست وزیر، شما به داشتن سیاستی سنجیده و منحصر به فرد، بیش از بقیه سیاستمداران مشهور شده اید؛ به نظر خودتان آیا در این دنیا کسی از شما سیاستمدارتر هست؟ چرچیل با صراحت و بدون مکث پاسخ مثبت می دهد :
” محمد مصدق، نخست وزیر سابق ایران " !!!
......

حکمتتو
شکر خدا :
به فرشته ها شعور دادی بدون شهوت
به حیوان ها شهوت دادی بدون شعور
و به انسان هر دو را
انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه
کند از فرشته ها بالاتر است
و انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه
کند از حیوان پـسـت تر...!!!
.
.
.
.
اینطور نیست؟

سه چشم ( triops cancriformis ) گونه ای جانور آبزی است که به دلیل قدمت 220 میلیون ساله از آن به عنوان فسیل زنده و قدیمی ترین گونه جانوری زمین نام
برده می شود.
ﺍﻭﻟﻴﻦ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺣﻀﻮﺭ ﻓﺴﻴﻞ ﺯﻧﺪﻩ ( Triops cancriformis
) ﺩﺭ ﺁﺑﮕﻴﺮﻫﺎﻱ ﻓﺼﻠﻲ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﻏﺮﺑﻲ ﺩﺭﺳﺎﻝ 1383 ﺍﺯ
ﺁﺑﮕﻴﺮﻫﺎﯼ ﺑﻬﺎﺭﯼ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺩﺭﻳﺎﭼﻪ ﺍﻭﺭﻣﻴﻪ بدست آمد. ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ ﺑﻪﻭﺳﻴﻠﻪ ﻟﻮﭖ ﻭ
ﻣﻴﻜﺮﻭﺳﻜﻮﭖ ﻧﻮﺭﻱ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻮﻧﻪ ﺁﻥ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﻪﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ cancriformis
( ﻣﻴﮕﻮﻱ ﺑﭽﻪ ﻭﺯﻏﯽ ) ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪ. ﺑﺪﻥ ﺷﺎﻣﻞ ﺳﺮ ﻭ ﺗﻨﻪ (ﺳﻴﻨﻪ
ﻭ ﺷﮑﻢ) ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪﻭﺳﻴﻠﻪ ﻳﻚ ﺳﭙﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺸﺘﻲ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﻃﻮﻝ ﮐﻞ، ﻃﻮﻝ ﺳﭙﺮ، ﻋﺮﺽ ﺳﭙﺮ ﻭ ﻃﻮﻝ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﺩﻣﯽ
ﺑﺘﺮﺗﻴﺐ ١/5٠،١/٦٩ ،٤/٤٠ ﻭ٢/١٤Cm ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﮔﻴﺮﯼ ﺷﺪ.
ﻗﺴﻤﺖ ﺟﻠﻮﻱ ﺳﭙﺮ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﮐﺐ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻭ ﻳﮏ ﭼﺸﻢ ﮐﻮﭼﮏ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ.
ﻧﺎﺣﻴﻪ ﺩﻫﺎﻧﻲ ﺳﺮ، ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺿﻤﺎﻳﻢ ﺧﺎﺻﻲ ﺷﺎﻣﻞ ﺷﺎﺧﻜﻬﺎﯼ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﻭ
ﺛﺎﻧﻮﻳﻪ ﻭ ﺁﺭﻭﺍﺭﻩ ﻓﻮﻗﺎﻧﻲ ﻭ ﺗﺤﺘﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻳﻚ ﺯﺍﻳﺪﻩ ﻟﺐ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ
ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ. ﺳﻴﻨﻪ ﺷﺎﻣﻞ ١١ ﻗﻄﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻗﻄﻌﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻳﻚ ﺟﻔﺖ ﺯﺍﻳﺪﻩ (ﭘﺎﻫﺎﻱ ﺳﻴﻨﻪﺍﻱ)
ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﻳﺎﺯﺩﻫﻤﻴﻦ ﺟﻔﺖ ﭘﺎﻱ ﺳﻴﻨﻪﺍﯼ ﺟﻨﺲ ﻣﺎﺩﻩ ، ﺣﺎﻣﻞ ﮐﻴﺴﻪ ﺗﺨﻢ ﺍﺳﺖ. ﺯﻭﺍﻳﺪ ﻗﺒﻞﺍﺯ ﻳﺎﺯﺩﻫﻤﻴﻦ
ﺯﺍﻳﺪﻩ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺣﺮﻛﺖ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻏﺬﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﻔﺲ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻲﺭﻭﻧﺪ. ﻗﺴﻤﺖ
ﺍﺑﺘﺪﺍﻳﻲ ﺷﻜﻢ ﺷﺎﻣﻞ 66 ﺟﻔﺖ ﻋﻀﻮ ﺿﻤﻴﻤﻪ ﻧﺎﺯﻙ ﻭ ﻣﻮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺣﺮﻛﺎﺕ ﻣﻨﻈﻢ ﺑﻪ ﺣﺮﻛﺖ
ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺷﻴﺎﺭ ﻏﺬﺍﻳﻲ ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﻧﺎﺣﻴﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎﻳﻲ ﺷﻜﻢ ﺑﻪ ﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﺩو ﺷﺎﺧﻪ
ﺑﻠﻨﺪ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﺩﻣﻲ ﺧﺘﻢ ﻣﻲﺷﻮد.