حکایت موش و اطرافیانش در مزرعه
موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید! به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما هیچ ربطی ندارد! فردای آنروز ماری در تله موش افتاد و نیمه جان زن مزرعه دار را گزید! از مرغ برایش سوپ درست کردند! گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند! گاو را برای مراسم ترحیم کشتند! و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر میکرد.
+ نوشته شده در سه شنبه ۵ مهر ۱۳۹۰ ساعت 10:11 توسط امین
|
با استفاده از نرم افزار بارکد خوان و خواندن بارکد بالا میتوانید از طریق موبایل وارد وبلاگ شوید