موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید! به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما هیچ ربطی ندارد! فردای آنروز ماری در تله موش افتاد و نیمه جان زن مزرعه دار را گزید! از مرغ برایش سوپ درست کردند! گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند! گاو را برای مراسم ترحیم کشتند! و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر میکرد.