تهیه میوه خشک برای آجیل شب یلدا

یکی دیگر از تنقلات مفید و شیک شب یلدا آجیل میوه های خشک است که نه تنها برای این شب بلکه همیشه می تواند برای کودکان ما جایگزین تنقلات ناسالم شود که جدا از خشک شدن با دستگاههای مخصوص و تهیه ی آنها از آجیل فروشی ها، می توان آنها را در منزل و به دو روش ساده خشک کرد:

ادامه نوشته

نکاتی راجع به قورمه سبزی

باید و نبایدهای قورمه سبزی

یکی از غذاهای اصیل ایرانی که بسیار خوشمزه بوده و بیشتر افراد خانواده آن را دوست دارند، خورش قورمه سبزی است. به طور معمول، همه خانم ها قورمه سبزی را به یک شکل و شیوه درست می کنند و همه می دانیم مواد اولیه این خورش عبارت است از گوشت، لوبیا و سبزی؛ اما آنچه از گفته مادرها و مادر بزرگ ها به یاد داریم، این است که قورمه سبزی وقتی حسابی خوش آب و رنگ و خوشمزه می شود که آرام آرام بجوشد و خوب جا بیفتد.امروز مراحل طبخ این غذا را برای شما خواهیم گفت؛ هر چند که شاید بیشتر شما آن را بدانید، اما تا آخر مطلب را که بخوانید نکته هایی دستگیرتان می شود.
ادامه نوشته

چرا باید غسل کنیم؟

غسل

به هنگام خروج منی یا آمیزش جنسی هم روح متأثر می‌شود و هم جسم. غسل جنابت كه هم شستشوی جسم است و هم به علت اینكه به قصد قربت انجام می‌یابد شستشوی جان است، اثر دوگانه‌ای روی جسم و روح می‌‌گذارد تا روح را به سوی خدا و معنویت سوق ‌دهد و جسم را به سوی پاكی و نشاط و فعالیت.

ادامه نوشته

تصاویر تاسوعا و عاشورای 91

تصاویر زیر عکسهایی که تاسوعا و عاشورای امسال گرفتم


برای مشاهده کامل عکسها به ادامه مطلب بروید


برای دانلود یکجای عکسها روی لینک زیر کلیک کنید


ادامه نوشته

تصویری جالب

یک چشم خود را بگیرید و یا آن را ببندید و چشم دیگر خود را به حالت کشیده مثل چینی ها دربیاورید و بگویید چه میبینید؟

شهامت گذشتن از گردو ها

حکایت میکنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد،

آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت:
"این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر کدام یک گردو بردارید، به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به همه  می‌رسد".
مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گردو برداشتند.


پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی‌داشت و پی کار خود می‌رفت. مردی که خیلی احساس زرنگی می‌کرد با خود گفت:
"نوبت من که رسید دو تا گردو برمی‌دارم و فرار می‌کنم.


در نتیجه به این پسر باهوش چیزی نمی‌رسد."
او چنین کرد و دو گردو برداشت و در لابه‌لای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند، پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت:
"من از همان اول گردو نمی‌خواستم این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد."  این را گفت و با خوشحالی راهی منزل خود شد.

ادامه نوشته